سيد محمد كمره اى
519
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
مىكند كه حد نداشت . عجب بوقلمون رنگ است كه به هرموقع رنگ آن را به خود مثل روباه خم رفته مىكند . حالا هم كار مىكند كه خود را مورد الطاف وثوق الدوله نمايد و چه دسايس در تهيه وسائل به طهرانش يعنى آشكارا شدنش مىنمايد . و ايضا مستشار الملك شرحى مستشار الملك از شارلاتانى ركن الممالك كه چه تجمعها و چه دسايس براى روى كار آمدن وثوق الدوله به خرج دادند ، حالا تنقيد مىكند . خودش مىدانست كه نصرت الدوله ترور [ يست ] دارد حالا مىگويد كسى كه وزير مىشود نبايد ترورى باشد . چهقدر وسايل برانگيخت براى حكومت لرستان و بروجرد بعد براى طهران ، بعد معاونت عدليه ، بعد محاكمات ماليه ، بعد حكومت همدان ، بعد سمنان و دامغان ، اولى و دويمى را وثوق الدوله گفت ممكن نمىشود ، سيمى را نصرت الدوله ، چهارمى را مشار الملك ، پنجمى را چون تقصيرى از امير حشمت ديده نشده بود [ امكانپذير نشد ] ، حالا كمره و گلپايگان و خوانسار را چون از امير مفخم و سردار حشمت و خوانين بختيارى وحشت دارد مىگويد آنجا كم و كوچك است . بعد ساعت دو از شب بيرون آمده به منزل مشير اكرم رفته ، ايشان هم عصر رفته بودند شميران ، دو سه روزه بيايند . دكتر حسن خان هم مىگفتند به محاكمات ماليه جاى مقوم الملك مدعى العموم مىخواهد بشود . مقوم هم كار مىكند كه رييس دايره خالصه در ماليه بشود ، عينك خود را از خدمتكار خانه مشير اكرم گرفته ، پياده راه راست به خانه آمده ، شام آبگوشت سرگنجشگى با بچهها خورده خوابيديم . ماليات انگور شنبه هفتم ذيحجه . - صبح بعد از خواب و چايى ميدان محمديه باغ انگورىها رفته رييس ماليه آنجا كه ماليات انگورها را مىگرفت مرا شناخت ، سلامى كرد . گفتم يكبار انگور مىخواهم . تا آدمش رفت انگور خريده بياورد صحبت نمودم . سوال كردم ميزان ورود بارها تقريبا روزى چندبار مىشود ؟ گفت روزهاى متوسط هزار و پنجاه بار الى صد بار مىشود . گفتم هربارى چقدر ماليات مىگيريد ؟ گفت سفيد خوراكى بارى يك هزار ، انگور قرمز سه هزار . گفتم